بازگشت به صفحه اول
هیئت تحریریه مَی مَکُران
اخیرأ «جندالله» با انتشار بیانیه ای در پاسخ به بیانیه های اداره اطلاعات رژیم، موضع خود را در قبال رژیم بیان کرده است. اعلام مواضع در برابر رژیمی که در بلوچستان دست به جنایت می زند، و تهدید ارگان های سرکوبش امری است که در جنگ تبلیغاتی می تواند معنا و مفهوم داشته باشد. اما مروری بر بیانیه ی «جندالله» و پاره ای سایت ها و وبلاگ های بلوچی، این احساس را تقویت می کند که این بخش از نیروها به تبلیغ و ترویج «ادبیات نفرت» روی آورده اند. «جندالله» در بیانیه ی خود می نویسد:»امروز متجاوزان و بیگانگان و زابلی های مزدور هستند که بنا بر رأفت و رحمت ملت بلوچ زنده هستند ورنه همه باید به سزای اعمال جنایت کارانه ی خود علیه ملت بلوچ می رسیدند». در این جملات شاید بتواند منظور از متجاوزان را نیروهای سرکوب رژیم تلقی کرد، اما منظور از بیگانگان چه کسانی هستند؟ آیا همه فارس هائی که دهه ها در بلوچستان به کارو کشاورزی و تجارت مشغول بوده اند و نسل های دوم و سوم فرزاندشان در بلوچستان متولد شده اند و آنجا زیسته اند و بلوچستان را وطن خود می دانند، هنوز بیگانه تلقی می شوند؟ آیا همه زابلی ها، مزدور رژیم هستند. زابلی هایی که نزدیک ترین قوم به ملت بلوچ بوده و قرن ها در سرزمین خود در کنار مردم بلوچ به مسالمت آمیزترین شکلی زندگی و کار کرده اند، همه دشمن ملت بلوچ هستند. وقتی که «جندالله» در بیانیه ی خود می نویسد» جنایت های زابلی ها سبب شده که امروز هر بلوچی تشنه ی خون زابلی ها باشد و منتظر فرصتی برای انتقام از آنان و هر روز بر حجم و نفرت وعداوت و دشمنی با زابلی ها افزوده می شود»، آیا جز تبلیغ لجام گسیخته ی نفرت در میان خلق ها، کار دیگری انجام می دهد؟ این ادبیات نفرت، خود دست آویزی به سرکوب گران سپاه و امنیت رژیم می دهد تا به گمراه کردن بسیاری از جوانان زابلی و دیگر جوانان بپردازد.
همین «ادبیات نفرت» را در نوشته ای در وبسایت راج زرمبش می توان دید که از وبلاگ «تفتان» نزدیک به «جندالله» نقل کرده و هفته ها به تبلیغ آن می پردازد. در این نوشته آمده است:» بخش غربی بلوچستان، سرزمین تاریخی ما هم اکنون در اشغال شونیست های خونخوار فارس است، عمدتأ به چند بخش کوچکتر تقیسم شده است تا معادن، منابع ملی و سرمایه های وطن مان بلوچستان را با خیالی آسوده غارت کنند. از هزاران هزار بلوچ در استان های خراسان و کرمان که شرایط زندگی بدتر از قحطی زدگان آفریقا را دارند، از خواهران و برادران مان که زیر چکمه های فاشیست های فارس در قسمت های الحاقی زندگی جهمنی را از سر می گذرانند به هر طریق ممکن پشتیبانی وحمایت کنیم»
در این جا دیگر به فارس های ساکن بلوچستان نیز قناعت نشده بلکه کینه و نفرت را به سمت فارس های ساکن خراسان و کرمان و طبعأ استان های بندری نیز جهت داده و یک جنگ برادر کشی را تبلیغ می کند و می نویسد:» بیائید همه با هم برای گرفتن حقوق غصب شده ملت ستمدیده مان و برای رهایی وطن مان (بلوچستان) بپا خیزیم و با بکارگیری تمام تجارب مبارزات بلوچستان به پیش تازیم و نقشه های شوم و ضد بشری فاشیسم فارس را مبنی بر نابودی ملت بلوچ و غصب بلوچستان به هر وسیله و طریق ممکن بر هم زنیم».
روشن است چنین ادبیاتی جز تبلیغ نفرت قومی نتیجه ی دیگری ندارد. چنین ادبیاتی نمی تواند همدلی و همبستگی دیگر ملیت های و بویژه ملت فارس را در قبال خواست ها و نیازهای ملت بلوچ جلب کند. چنین ادبیات نفرت انگیزی حتی نمی تواند در میان مردم بلوچ که سال ها با مردمان دیگر ملیت ها کار و زندگی کرده اند از مقبولیت برخوردار باشد. آن ها که چنین قلم بدست می گیرند و ادبیات نفرت را تبلیغ می کنند نشان می دهد بیش از آن از توده های مردم جدا شده اند که حتی احساس و نیازها و آمال مردم بلوچ را نیز درک نمی کنند چه برسد که آن را نمایندگی کنند. تبلیغ جنگ برادرکشی، نه تنها در راستای منافع ملی مردم بلوچ نیست، بلکه اگر آتش جنگ های برادرکشانه شعله بگیرد، اولین قربانیان آن زحمت کشان و مردم ستمدیده ی بلوچ هستند. و اولین چیزی که قربانی می شود حق تعیین سرنوشت ملت بلوچ است.
ملت بلوچ و مبارزات ملی مردم بلوچ نیاز به ادبیات نفرت و تبلیغ جنگ های برادرکشی ندارد، ملت بلوچ به همبستگی و همدلی ملیت های دیگر و بویژه ملت فارس احتیاج دارد که دست در دست هم علیه سلطه ی استبداد دینی حاکم به مبارزه ای متحد دست بزنند و راه استقرار دمکراسی در ایرانی فدرال را فراهم آورند. در چنین فضائی خواهد بود که می توان به حق تعیین سرنوشت ملت بلوچ نیز رسید . این امر بویژه در شرایطی که جنبش سراسری مردم ایران علیه دیکتاتوریی ولائی گام های استواری به جلو برداشته است از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
آن ها که به تبلیغ ادبیات نفرت روی آورده اند باید به خاطر داشته باشند که در شعله های یک جنگ برادرکشی که همه زابلی ها را دشمن بدانیم، همه خراسانی ها را دشمن بدانیم، همه کرمانی ها را دشمن بدانیم، همه فارس ها دشمن بدانیم، اولین بازنده ی آن ملت بلوچ و آمال ها و آروزهای آن است. ملت بلوچ به همبستگی دیگر ملیت ها برای نبرد علیه استبداد دینی حکومت مرکزی نیاز دارد تا از این طریق به حقوق پایمال شده ی ملی خود دست یابد.
در پایان باید یادآور شد که این چنین «ادبیات نفرت» را در جهان تنها در تبلیغات نئونازی های آلمانی، نئوفاشیست های ایتالیائی و طرفداران حزب نژادپرست لوپن در فرانسه می توان سراغ گرفت. بکارگیری چنین ادبیاتی از سوی نویسندگانی که خود را مدافع حقوق یک ملت مظلوم نشان می دهند، تنها می تواند مورد سوءاستفاده باندهای سرکوبگر و نیروهایی سطله گری قرار گیرد که اهداف شومی در سر دارند.
۲۱ بهمن ۱۳۸۸ـ ۱۰ فوریه ۲۰۱۰
برچسبها: ادبیات نفرت، ملت بلوچ